تبلیغات
عصر تنهایی - با احساس برای خودت بخوان نه برای خود
عصر تنهایی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با سلام
محمد حسن عابدی هستم فارغ التحصیل رشته ی حقوق، علاقه مند به شعر ،خصوصا غزل و ترانه. گاه گاهی حرف دل را به ترانه و دلتنگی هایم را به غزل می نویسم.
اشعار شاعران خوب کشور را با نام خود صاحب اثر برای عزیزان به اشتراک میگذارم.همچنین خوشحال میشوم نظرات ارزشمند خود را مهمان اشعار هرچند ضعیف بنده كنید..
با آرزوی بهترین ها
مانا باشید..

مدیر وبلاگ : مدیر:
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به وبلاگ چی هست؟









گاهی اوقات غرق در فکر می شوم.از کارهایی که در گذشته کرده ام، از تجربه هایی که سر راه من قرار گرفته اند، از گذر عمری که هر بار به سوی بهترشدن رفتم و مرحله ی قبل را بهتر دیدم.

به این فکر می کنم که از این به بعد چه خواهد شد. چرا این همه اشتباه را تجربه می کنم و باز تکرار.

 چرا نمی توانم به خودم اعتماد کنم. به خود درونی ام، که همیشه مرا می خواند. به کودکی که در وجودم زنده است و انگار تجربه ی یک پیر مرد هزار ساله را دارد. چرا که بعد از هر بار هشدار او وبی اعتنایی من به جایی رسیده ام که نباید.

به این فکر می کنم که چرا همیشه به جای اینکه از داشته های خود لذت ببریم،چشم به داشته های دیگران داشته ایم. یا این که چرا فصلی مثل پاییز خود دلیل ریزش برگ هاست و از آن طرف با صدای باد به نوازش و دلداری همان برگ ها می رود.

با این فکر می کنم که گاهی وقت ها نیاز است به جای تغییر دنیا،یا شهر یا اصلا مردم، خودم را تغییر دهم. تغییری که من را به اثبات حرفم برساند ویا تغییری که با کارها و رفتار دیگران مشکلی نداشته باشم و شبیه همان هایی شوم که دوست ندارم.

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود.آری برای خودم. برای خودی که مدت هاست از او دور شده ام.برای خودی که ....

دلم می خواهد با او آشتی کنم.او که قهرنکرده.من بودم که او را ترک کردم،تحقیرش کردم ،ارزشش را کمتر کردم و در آخررهایش کردم.

حالا آمده ام که مثل یک مرد سرم را بالا بگیرم و اعتراف کنم، که مقصر من بودم نه او. مشکل از من بود که این همه ندا را گوش ندادم تا کارم به اینجا کشید. این همه مسیر را دور زدم که بگویم بی او هم می توانم.ازاو جدا شدم تا بگویم تاب تنهاییش را دارم اما...

اما آمده ام اعتراف کنم که باید گوش میدادم، درست می رفتم و تنها نمیشدم.اعتراف می کنم. ای اویی که زمانی من بودی:

بی تو به جاهایی رفتم که تو به هیچ وجه راضی نمیشدی.

کارهایی کردم که تو از انجامش واهمه داشتی

 تنهایی را تجربه کردم و گاه بی دلیل گریه می کردم. البته بی دلیل هم نبود. آنقدر وجودم به وجودت وابسته بود که تاب دوریت را نداشت.عزیز من باز هم من باش تا این منیت من نابود شود و هر دو ما شویم. تا هر دو این تنهایی را دور بریزیم و با هم حرکت کنیم.دیگر تاب آن را ندارم.تاب آنی که می آید و تا غرقش میشوی،شبیه دریا این من بی تو را پس میزند. آنی که من را به اوج قله میبرد و یکباره رهایم می کند. به آنی که من برایش مهم نیستم، بلکه او خود را دارد و خودش را دوست دارد والبته تازمانی که پای خودش وسط باشد من را به راحتی رها می کند.

از این به بعد می خواهم با تو باشم حتی اگر باز پای آنی باز شود. بازهم با این من ضعیف همراه شو و دوباره قدرتمندش کن.

حس می کنم آرام شدم.انگار یکی مرا در آغوش گرفته. آری، فکر می کنم تو مرا در آغوش گرفته ای و خود به پیشوازما شدن آمده ای.پس ای بهترینم با هم به پیشواز بهترین تقدیر برویم. می گویند دعا در حق دیگری مستجاب میشود. پس خوب ترین ها را برای هم دعا کنیم.
mohammad hasan abedi




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 اسفند 1391
چهارشنبه 18 مرداد 1396 13:03
Wow! This blog looks just like my old one! It's on a totally different topic but it has pretty much the same
page layout and design. Outstanding choice of colors!
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:59
I've been surfing online more than three hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It's pretty worth enough for
me. In my opinion, if all web owners and bloggers made good content as you did, the internet will be a lot more useful than ever before.
شنبه 21 اردیبهشت 1392 20:31
خدایا!
توراشكرگذارم بخاطر شبهایی كه صبح شدند،دوستانی كه مبدل به خوشاوند شدند،رویاهایی كه به حقیقت پیوستند، و دوست داشتنهایی كه منتهی به عشق شدند.
مدیر: خدایا شکر
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 12:04
salam. vb ziba va nevshthaii arzshmand darid . movafagh bashid
مدیر: ممنون
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 22:42
سلام.............
با پست جدیدم به روزم همسنگر...............
منتظر حضور سبزتان....

مدیر: چشم دوستم
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 14:40
سلام...خوبی؟
محمدحسن چرا شعرتو پاك كردی؟؟؟؟
كپی میكردن؟
مدیر: سلام. بله متاسفانه.توی فضای مجازی امکانش زیاد هست واسه همین شعر ها رو میذارم دوستان رو خبر می کنم و بعد از یکی دو روز پاک می کنم
چهارشنبه 30 اسفند 1391 21:38
سال نوت مبارک باشه
امیدوارم امسال پر ارزو قشنگ وامید باشه برات
مدیر: سلام. همچنین برای شما
چهارشنبه 23 اسفند 1391 20:11
این اوج مصیبت انسان عصر ماست : له کردن آنهایی که نمی فهمیم شان ، فهم خود را اوج فهم جهان دانستن.

نادر ابراهیمی
دوشنبه 21 اسفند 1391 23:45
راه که میروم مدام برمیگردم

پشت سرم را نگاه میکنم

دیوانه نیستم

خنجر از پشت خورده ام .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
/z_a_u.js">


كد های ماوس





چت روم
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای عصر تنهایی محفوظ است